تبلیغات
خط خطی های گلی - دخترك چسب فروش

خط خطی های گلی

به توکل نام اعظمت...

دخترك چسب فروش

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد و بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد :"اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت را بفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم".
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا...
و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت:"نه ... خدا نکنه... اصلآ کفش نمی خوام



طبقه بندی: داستان،
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 دی 1390 ساعت 07:53 ب.ظ توسط ✿گلی✿ نظرات()



نمایش نظرات 1 تا 30