تبلیغات
خط خطی های گلی - سرنوشت حقیقت....

خط خطی های گلی

به توکل نام اعظمت...

سرنوشت حقیقت....

روزی دروغ به حقیقت گفت:میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ،

 حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ،

 وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیله گر

 لباسهای او را پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت

است ، اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود...





طبقه بندی: داستان،
+ نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن 1390 ساعت 12:06 ب.ظ توسط ✿گلی✿ نظرات()



نمایش نظرات 1 تا 30